|
با يه ترانه اومدم كه چندان بي مناسبت با اين روزوشبا نيست اميدوارم خوشتون بياد !!! لب آسمون ترك خورد دلكم غزل غزل مُرد وقتي شب داش با نگاهش آفتابو از اينجا مي برد عطش سرخ رسيدن به تورو هميشه دارم كاشكي ابر بودمو ميشد تو رو هر دفه ببارم قطره قطره مي چكيدم به تن سرد و سياهم كاشكي كه به لطف يادت كم بشه بارِ گناهم لب آسمون ترك خورد دلكم غزل غزل مُرد وقتي شب داش با نگاهش آفتابو از اينجا مي برد دلم اندازه ي دنيا قد اين شبا گرفته دوباره يه حس تازه تو وجودم پاگرفته وقتي به ضرح يادت خودمو دخيل مي بندم دوس دارم با يه اشاره از زمين كني بلندم يه نگا به اين ترانه يه نگا به اين دلم كن منو از خودم بگيرو لاي كفترات ولم كن + نوشته شده در پنجشنبه پنجم بهمن 1385 6:7 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |
|