|
دلم گرفته میدونی دوریت عذابه میدونی گریم گرفته
قول میدم وقتی که نیستی عکست و بغل نگیرم قول میدم روزی هزار بار واسه اشکات نمیرم قول میدم وقتی که نیستی پای عشق تو نسوزم قول میدم در انتظارت چشمام و به در ندوزم اما ازت فقط یه خواهش دارم بیا تا برای آخرین بار ببینمت و اونوقت خیلی راحت چشمام رو برای همیشه روی هم بذارم + نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 6:37 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |
من پذیرفتم شکست خویش را
پندهای عقل دوراندیش را من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم گر چه تو تنها تر از من می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد را + نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 6:35 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 6:35 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |
سرنوشـت بديه اول جات ازم گرفت صبح فردا شد ديدم رد پا تو ازم گرفت تا می خواستم به چشمهای روشنـت نگاه کنـم مال ديگری شد چشمهات ازم گرفت تو را جادو کرد با يه چيزی مثل طلسم اثرش زياد بود خنده هاتو ازم گرفت تو با من حرف ميزدی نگاهت يه جايی ديگه بود خدا لعنتش کنه اونکه نگاه تو رو ازم گرفت + نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 6:35 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |
ديگه از دست تو و ترانه هات خسته شدم انقدر عوض شدي كه من به جات خسته شدم تو چي فكر كردي خيال كردي من عاشق مي مونم به خدا از دس اين همه خطات خسته شدم كي مي دونه تو پشيمون شدي و نوشتي كه + نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 6:34 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |
|