تبليغاتX
๑۩۞۩๑ توقفگاه دلشکستگان๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑ توقفگاه دلشکستگان๑۩۞۩๑

اینجا منم که ایستاده ام

استوار در مقابل زمان

استوار در مقابل عمر

و استوار در برابر مرگ ... !

صدای دردناک شکستن استخوانهایم را

در جنگ با زمان احساس می کنم ... !

صدای سوزناک کوفتن طبله ثانیه ها را

در نهانخانه عمر احساس می کنم ... !

اما همچنان استوار ایستاده ام

استوار در مقابل عشق

استوار در مقابل احساس

و استوار در برابر شیاطین ... !

بوی خون داغ و سوختن قلبم را

در جنگ با عشق احساس می کنم ... !

بوی سوختن برگه های کتابم را

در جنگ با احساس ، می فهمم ... !

اما همچنان استوار ایستاده ام

احساس می کنم

که گردباد زمان

آنچنان بر پیکرم می زند ، که

پوست و گوشتم را

همچون لاشخوری گرسنه ، می درد ... !

اما همچنان استوار ایستاده ام

آنقدر استوار خواهم ایستاد که ،

پسمانده استخوانهایم را

در نبرد خویشتن

با دستان خود

دفن کنم ... !

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 7:27 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |

چی بگم ابری و بارون نمیشی
درد و می فهمی و درمون نمیشی
خیلی وقته می بینم زیر آوار جنون
منو می بینی و ویرون نمیشی
دل دیوونه خرابم می کنی
چرا مثل قدیما خون نمیشی
سر به صحرا میذاری
منو تنها می ذاری
لاله باغ کدوم گمشده ای
چرا بین گلها پنهون نمیشی
ای وای
چرا بین گلها پنهون نمیشی
وقتی بارون میزنه
وقتی بارون میزنه
شاخه هامو میشکنه
دل تنها چرا تو مثل گنجیشکها پریشون نمیشی
منو می بینی و حیرون نمیشی
چی بگم ابری و بارون نمیشی
درد و می فهمی و درمون نمیشی
چی بگم با کی بگم راز تو رو
داری آتیش میگیری خون نمیشی
من که هر شب تا سحر قصه ی عشقو تو گوشت می خونم
واسم افسانه یی و افسون نمیشی
تو بزرگی مثل دنیای خیال آدمها
دل زخمی لاله ی دشت بلا
نکنه غصه ی لیلی رو داری
واسه این قصه ها مجنون نمیشی
چی بگم ابری و بارون نمیشی
درد و می فهمی و درمون نمیشی
چی بگم ابری و بارون نمیشی
درد و می فهمی و درمون نمیشی

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 7:25 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |

"همه آرزويم اما

چه كنم ؟ شكسته بالم "

تو و عیش و شب پرستی

من و بغض بي قرارم

به چه میزنی تو سنگم

كه دلي دگر ندارم

دل و دین من فنا شد

نفسي دگر ندارم 

آرزو درون من مــــــــرد

به دلم بهانه افســــرد

به دلم نــــــــــوا ندارم

 دل من پر است از درد

به خــــــدا شفا ندارم

 چون " تو " را دگر ندارم

كافرم خدا ندارم

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 7:25 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |

 

سکوت شبهای سیاه و بی صدا            پر از بهانه های دل برای توست

هر ثانیه لحظه شماراین سکوت        درحسرت لحظه ای خندیدن توست

درگیر و داردیدن خورشید شب         درجست و جوی ردپای دل توست

پیدا نمی کند تو را اما هنوز              هر شب میان آسمان درپی توست

قهراست حتی آسمان با این غریب        تنها نیاز من فقط بخشش توست

شبها صدای ناله های جغد شب            تنها صدا در قحطی آواز توست

میسوزم هرشب درفراق زلف تو         پروانه‌‌ ی قلبم پی شعله ی توست

آسان نیافتم من نگین عشق را            تقدیم این جانم  بهای عشق توست

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 7:24 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 5:17 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |

دوستت دارم

د:داشتن تو حتی برای لحظه ای به تمام عمر بی کسیم

می ارزد همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن تو را در تمام

رویا هایش باور می کند

و:وابسته ي تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن

من حیات می بخشد

س:سر سپرده نگاه عاشق توام لحظه ای که مرا در آغوش

گرمت میهمان میکنی

ت:تک ستاره شب های بی فانوسم شدی روزی که از خدا

تکه ای نور طلب کردم

ت:تپش های قلبم در گرو عشق توست که در گرو زندگیم جاریست

د: دوری از تو را باور ندارم حتی در رویا که من ذره ای از وجود

عاشقت گشته ام

ا:آرام دل بی قرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند

وقتی به نا آرام اشک هایم می نگری

ر:راز مرگ دلتنگی هایم روزیست که دستان گرم تو پناه دستان

سرد و بی نصیبم باشد

م:مهتاب می سوزد تا ابد در آتش عشقت که درد را به جان خریده

است در بازار عاشقی

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 5:2 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |

امشب شب تنهايي منه. نمي دونم چرا امشب از هر شبي تاريك تره امشب كه مي خوام صداي جير جيركا صداي گريمو پر كنه جير جيركا هم ساكت شدن خدايا يعني تنهايي من اينقدر سرده كه جير جيركا هم منو تنها گذاشتن تازه امشب ستاره ها هم منو دوست ندارن چون هر شب بهم چشمك مي زدن ولي امشب جاشونو دادن به ابرا.كاش اسمون گريه مي كرد تا منم دل گرم بشم كه هنوز چيزايي به خاطر من گريه مي كنن. ميدوني دلم خيلي گرفته از اين زمونه نامرد كه بايد براي به هم رسيدن از هم جدا شيم مي دوني ميخوام بخوابم تا اون صبحي كه ميخوام بيام پيشت يعني من چند تا صبح بايد بخوابم تا اون صبح برسه؟ واي خداي من چقدر زياده كه انگشتاي دست ادم كم مياد اصلا عمر من قد ميده تا اون موقع؟ من كه چشمم اب نمي خوره " من امشب خيلي تنهام اصلا خوابم نمي بره اون چشات نميذارن بخوابم اون نگاه مهربونت نميذاره بخوابم اخه چرا كاري كردي من عاشقت بشم ديوونت بشم الان حتما داري به خودت ميگي زده به سرم نه ؟ ولي اينو بدون اينا همه از عشق تو............

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 5:0 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |

-نميخوام به جزمن دوست دار ديگري باشي نميخواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي نميخواهم صفاي خنده ات را ديگري ببيند نميخواهم كسي نامش،برلبهاي توبنشيند نميخواهم به غيرازمن بگيرد دست تودستي نميخواهم كسي يارت شوددرراه اين هستي

2-دوستت دارم.به وسعت یه کهکشان.ای نام تو مرهم روح و روانم می خوانم از تو و می گویم که به پای تو مانند شمعی آب می شوم تا پایان.

3-پازل دل يكي رو بهم ريختن هنر نيست..هر وقت تونستي با تيكه هاي شكسته ي دل يك نفر يك پازل جديد براش ساختي هنر كردی

4-دو سه ده سال که از عمر گذشت آینه بانگ زند ای جوان پیر شدی قله ی عمر گذشت، باخبر باش که از قله سرازیر شدی

5-درشیرینی بوسه غرق بودیم که ناگهان شوری اشک رابر لبانم احساس کردم وفهمیدم که این بوسه جدایی است.

 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 4:58 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |

                 

دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت

می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم

به او بگویید دوستش دارم، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد

کسی هست درین شهر هواخواه نگاهت نشسته است نگاهی غریبانه به راهت مبادا که نیایی...

آنقدر رفته ای که تمام درهای باز مانده به یاد تو روی پاشنه های انتظار پوسیده اند...

خندیدم ، خندید ... اشکهام را افتاد ، اونم شرشر گریه کرد !! دلم براش سوخت نازش کردم اما دستم سوخت !؟ آخه دلش گــر گرفته بود

 به او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش را میشناسم ، به او که عمق نگاهش را میفهمم، به او که .....

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

 معبودم سکوتم را از صداي تنهاييم بدان .. نميخوانم و نميگويم چون درونم هيچ بوده و تو آمدي برايم قصه هايي از عشق سراييدي و به من قصه باران آموختي ميداني قصه باران قصه شستن غمهاست و درون انسانها پر از غم و تنهايي است ونگاهم به باران تو افتاد و ناگهان تمام تنهاييم را فراموش کردم و به تو و داشتن تو ميبالم تنهاتر از يک برگ با باد شاديها محجورم درآبهاي سرور آور تابستان آرام ميرانم

به او بگویید دوستش دارم، به او که گل همیشه بهارمن است، به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است وبه او که عشق جاودانه من است

یادگارهای سبز سالهای بهار افشان تیک تیک لحظه های دور از تو و عبور غریبانه ترین چکاوک های عاشق... مسافر! انتقام غریبی است رفتنت!!  

 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 4:57 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |

وقتي کسي رو دوست داري حاضري جون فداش کني


حاضري دنيارو بدي فقط يه بار نگاش کني


به خاطرش داد بزني، به خاطرش دروغ بگي


رو همه چي خط بکشي، حتي رو برگ زندگي


قيد تموم دنيارو به خاطر اون مي زني


خيلي چيزارو مي شکني تا دل اونو نشکني


حاضري حرف قانون و ساده بزاري زير پات


به حرف اون گوش کني و به حرف قلب با وفات


وقتي بشينه به دلت از همه دنيا مي گذري


تولدِ دوبارته اسمشو وقتي مي بري


حاضري هرجا که بري به خاطرش گريه کني


بگي که محتاجشي و به شونه هاش تکيه کني


وقتي کسي تو قلبته يه چيز قيمتي داري


ديگه به چشمت نمياد اگر که ثروتي داري

حاضري هرچي بشنوي حتي اگه سرزنشه


به خاطر اون کسي که خيلي برات با ارزشه


حاضري هر روز سر اون با آدما دعوا کني


غرورتو بشکني و باز خودتو رسوا کني


حاضري هر کي جز اونو ساده فراموش بکني


پشت سرت هرچي مي گن هيچ چي نگي، گوش بکني


حاضري که بگذري از مقررات و دين و درس


وقتي کسي رو دوست داري معني نميده ديگه ترس


وقتي کسي رو دوست داري صاحب کلي ثروتي


نذار که از دستت بره، اين گنج خيلي قيمتي...!

 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 4:55 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |

مي شه به يکي يه بار گفت

 

"دوستت دارم" و تموم ...

 

مي شه به يکي دو بار گفت

 

"دوستت دارم ، دوست دارم " و تموم

 

مي شه به يکي سه بار گفت

 

"دوستت دارم ! دوستت دارم ! دوستت دارم! " و تموم

 

 

 

مي شه به يکي يه بار گفت

 

"دوستت دارم" و تموم ...

 

مي شه به يکي دو بار گفت

 

"دوستت دارم ، دوست دارم " و تموم

 

مي شه به يکي سه بار گفت

 

"دوستت دارم ! دوستت دارم ! دوستت دارم! " و تموم

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 4:54 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |

دیگر نمی توانم ببینمت

نه اینکه چشمانم ضعیف شده باشد

دیگر با عینک هم نمی توانم ببینمت

نه اینکه کور شده باشم

 

 

تو

دیگر

نیستی

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 4:53 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |

X

سلام سلامی از مردی دلشکسته و تنها به شما کسی که دیگه هیچ امیدی به زندگی کردن نداره و از خدا می خواد که اونو هرچه زود تر ببره پیش خواهرش که پیش خداست.
من امیر مقدم 20 ساله از تهران هستم شغلم فوتبال. بازیکنه تیم ملی جوانان هستم و عضو باشگاه فرهنگی ورزشی پیکان رده امیدها بازی میکنم .و به همتون قول ميدم كه سال 98-88 تو ليگ برتر ايران تو تيم پيكان بزرگسالان بازي كنم. بخاطر مصدومیت و خدمت سربازی به این سال موکول شد و گرنه باید 88-87 تو لیگ برتر بازی میکردم.
ادم خیلی خیلی تنهایی هستم اگه فکر می کنی که میتونی کمکم کنی به ادی یاهو مسینجر هام پیغام بده و برام پيام دوستي بزار *******footbalist_in_club_paykan_19teh tanha_tanha67
در ضمن ازتون خواهش ميكنم كه حتما نظر بديد و از وبلاگم اصلا كپي نكنيد چون نه خودم و نه خواهرم و نه خدا راضيه. ما ناراضي هستيم.
نمی دونم چطوری بگم اما این وبلاگ رو همرو روز و شب خودم شعرهاش رو گفتم و بعضی شبها از فراق خواهرم تا صبح براش نوشتم و گریه کردم
๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑
شما که از وبلاگ من دیدن کردیدمیشه بگید عشق یعنی چی؟ دوست داشتن یعنی چی؟ دوستی تا داره یا بدون تا؟ تو๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑


Home
Email
.:Bahar 20:.


Archives

هفته چهارم آبان 1388

هفته سوم شهریور 1388

هفته اوّل خرداد 1388

هفته سوم فروردین 1388
هفته اوّل بهمن 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385


Categories

عشق و همه نامردیش به من...................



Links

tanhaee
قالب های فوق جدید


LinkDump

طـــراح قـــالــب
آرشیو پیوندهای روزانه



Amar


تعداد بازديدها:





Design by : Bahar-20