|
شمع می سوزد وپروانه به دورش نگران ما که می سوزیم و پروانه نداریم چه کنیم!؟ + نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 4:38 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |
گفتند: شکست يعني تو يک انسان در هم شکسته اي! گفت: نه ! شکست يعني من هنوز موفق نشده ام. + نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 4:35 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |
ای ادما ای غنچه ها ای کوچه ها تو روخدا بگین نره پیاده ها سواره ها مسافرای جاده ها تورو خدا بگین نره تورو خدا بگین نره اگه بره من حرفامو به کی بگم اخه من هم عاشق شدم داره میره من چی بگم اهای شبا ستاره ها ترانه ها اگه بره قشنگیها رو می بره ای ادما مسافرا پنجره های کوچه ها تو رو خدا بگین نره عاشق شدم اون می دونه واسه همین داره میره اگه بره کی تو شبام شعرام از من می گیره نرو بمون اگه کمم عاشق شدم خیلی زیاد یادش بخیر چه زود گذشت اون اولا یادت میاد مترسکی غریب بودم تنها بودم ساکت و بی صدا بودم قشنگ بودی بچه بودم از ادما جدا بودم یه حرفی موند توی دلم بهت بگم از روزی که گفتی میرم خواستم بگم دوستت دارم دوستت دارم نه خنده ها نه گریه ها نه اون همه ترانه ها هیچی به یادت نمیاد نه بوسه و نه کوچه و نه سایه ها داره میره تا دوباره ساکن اون شبا بشم تو باغ سرد لحظه هام مترسکی تنها بشم عمر منم با رفتنت انگار رو به اخره منم می خوام عاشق بشم تو رو خدا بگین نره می خواد بره تنها بره تو فکر راه سفره ای ادما ستاره ها مسافرا تو رو خدا بگین نره + نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 4:34 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |
تو برای من آفریده شده ای برای با من بودن دستانت برای جستجوی کورترین نقاط اندامم پاهایت بر ای قدم زدن نزدم دهانت برای با من سخن گفتن و چشمانت برای نگریستن به انزوای فرسوده روحم می دانم که می دانی من هم برایت با رها گریسته ام لبانم لرزیده و گوشهایم در حسرت لحظه ای که بگویی دوستت دارم بگویی حتی برای لحظه ای ترکت نخواهم کرد لیک آن روز هرگز نخواهد آمد و من باز هم در خلوت به حرمت لحظه وداع خواهم اندیشید + نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 4:14 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |
|