تبليغاتX
๑۩۞۩๑ توقفگاه دلشکستگان๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑ توقفگاه دلشکستگان๑۩۞۩๑

وصیتم این است


این قلم خیس گریه را


به کودکی در جنوب جستجو بسیار


تا در دفتر مشق های نا تمامش بنویسد


آن مرد سیب دارد


آن مرد انار دارد


آن مرد سبد ندارد


یا هر پرنده یی را که از پهنای پنجره ی کلاسش گذشت


نقاشی کند


گوش کن


صدای آن پری پریشان نی نواز را می شنوی


که هنوز


بعد از گذشت این همه روز


خواب بلند دریا راآشفته می کند ؟


نمی خواهم جز او کسی برایم گریه کند


راضی به غلتیدن قطره یی هم بر گل گونه هایت نیستم


می خواهم در جنگلی از درختان کاج خاکم کنند


تا عطر سوزنی کاجها همیشه با من باشد


مثل نگاه تو


که تا خاموشی واپسین فانوس افروخته ی دنیا همراهم است


برای کفن هم همان ترمه ی تا خورده ی یادگاری خوب است


تنها اگر به قبای قاصدکی بر نمی خورد


تاری از طلای مویت را


در دست من بگذار


می خواهم وقتی به انتهای آسمان رفتم


آن را به موهای بلند خورشید گره بزنم


تا هر کس خورشید را نگاه کند


خطوط پاک چهره ی تو را ببیند


آن وقت همه خواهند دانست


تمام زندگی  من که بوده است


همین را می خواهم و


دیگر هیچ

+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387 5:58 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |

کاش میتونستم مثل یه سیگار آروم آروم نفستو بکشم و بدون اینکه

 

 دلم بسوزه راحت و آسوده خاموشت کنم

 

 

یا زیر پام لهت کنم وای چه حس خوب و شیرینی....میگی چه بیرحم

 

 

شدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بگو راحت باش      خیالی نیست

 

 

اصلا من بیرحم دیگه بعد اینهمه له شدنم چشم نداری ببینی یکی و له کنم

 

 

قرعه بنام تو بینوا افتاده هــــــــــــه

 

 

خوب عزیزم بالاخره از یکی باید شروع کرد نه؟؟؟؟؟؟؟؟موافقی؟؟؟؟

 

 

 ناراحت نشو توام بعد میشی یکی عین من

 

 

یکی لهت میکنه توام تحریک میشی یکی دیگرو له کنی طوری نیست

 

 

عوضش دلت حال میاد..........................

 

 

میگی چرا تو.....تو که هیچ بدی در حقم نکردی آخه قربونت برم

 

منم در حق هیچ کس

 

 

بدی نکرده بودم ولی له شدم

 

 

 

(مثل اینکه جزو برنامه زندگی همه شده) دیگه بد و خوب

 

معنی نداره بازم

 

 

میگی:.......نه دیگه بسه نمیتونی منصرفم

 

 

کنی بازم میگی آخه بذار حرف بزنم :......دیگه نگو

 

 

خفــــــــه شــــــــو..

 

 

بذار سیگارمو بشم.

 

 

 

نکته: در حال حاضر  و یا در گذشته هیچ مشکلی نداشتم و ندارم

 

 قابل توجه کسانیکه فکر میکنن این متن بعد یه شکست محکم روحیه

 

 

فقط یه متنه همین!!!!

+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387 5:54 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |

آنزمان که تنها نگاه بود و معصومانه ترین دیدارها و لمس

چون سبدی از تصورات روی خوش فضا

هیچ نمیدانستم که تا کجا میتوان با امتداد بود در حد خود و چه جور دیگر باید بود

آنچنانی که سبکی تنها پرواز بود و بارش قطرات شیرین لحظه ها در ساعت

نه این بود و نه آن

تنها خاطرات و مسلم ماهیت وجد در فواره ی اوج

خاطراتی ماندنی به یادگار از بوسه های آتشین زندگی و وسعت اندازه ی جذب

و سکوت که خواب دلنشین در آغوش کشیدن ها بود در باقی راه

از سر شب تا سپیدی تفکر روز و دیگر اینکه دوست دارم ها و

پاورچین حضور در نفس های نور شمع و روشنی و گلدان و گل و

درختان سربفلک آلوده ی حرف بدست ثانیه ها

شراب و موج و خنکی دنبال کردن ها و شیدایی دلبرانه در یک کلام عاشقتم

درست مثل

رختی از لطافت معصومیت و خلوت کودکی

چه صفایی داشت ادراک عاشقی چه گوارا بود نوشیدن سیری ناپذیر زمان و چه

بیدار از پرسه ی طلوع خورشید

پس چرا دیر شد پرسش قبله ی من ؟

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 5:25 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |

از مرز خواب گذشته ام

تنها منم که در میان خودم گسترده ام با چند تا قاشق شربت

پهن و بی پروا تا حد بیشه های اندیشه ام و بکدامین سو که باز هم علامت سوال ؟

سرم را تا ژرف آیینه فرو برده ام و در رویای غوطه ور شب مات

که چرا باز هم دوباره علامت سوال ؟

خیز تا مصاحبت لحظه ها و خراش احساس و دقایق که تهی

مثل آخرین فصل سال پر از سرما !

چون آغاز که یافتنی نیست و تنها پایان که برای ملاقات با اجل آماده

چون واژه هایی که موج موج به شعله میکشم 

تا در باغ سبز نادانی را به دانایی مبدل !

همه چیز انگار در یک خوشه ی خشک خلاصه و بی مصرف

آلوده تا تن خودم به سم و ارتفاع آرزوها که تا انتهایش شپش

منظور که دقایق مرا می بلعند و چگونگی حرارتم که به ادراکم نا آشناست

وسعت تشکیلی را میگویم که برایم دیکته کرده اند

آنان که بیکارند و بالاتر از چند پله به بلندگو شبیه

بانگ تحرک یا اوج غریزه

استغفرالله !!!

ساده تر از این یعنی ابلهیت برای چشم خواننده

معذورم که راز هستی را در کلاس تجربه نیافتم

ولی

منطقم باور وزن چوب پنبه هایی ست که بر روی آب جاری اند و

کی !

کجا !

شاید آفت زمان و اسارت شعور

بسم الله !

شبی خوش را برای خودم آرزو میکنم تا خیسی صبح و هرزگی روشن فردا

                             (print image)

        

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 5:24 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |

دلم گرفته

دلم از خیال رنگ ها و نازک دلی نگاه انبساط  و غم اشاره ها و شدت انبوه گرفته

ثانیه ها تردد ثانیه ها

عبور با باد از این کوچه به آن کوچه و زورق بی میلی که ره نمی برد به پیش

آنکس که دیگر نیست گفت که فکر چه ابعاد ساده یی  دارد

پنجره  باغ  سطح روی آب روزنه و خیابان

آه که تا کجا فریاد

کجای رسیدن و شستن ظرافت کلام

من از کدام طرف باید برسم به خودم

این چهارراه و هوشیاری فصل من در من و دورترین دست زمان

میان بره و علف چه چیزی در جریان ست به چشم طبیعت

شاید شعار کودکانه ی که اون اوایل قضیه بود ولی حالا چی که دیگه بر حسب اتفاق

بزرگ تا حد کلوخ !

جذبه ها دیگر بهم ریخته اند

شاید گاهی هم باید مجهول بود !

مجهول تا نهر تا تنهایی یک قلوه سنگ کوچک در جویباری از آب !

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 5:23 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |

X

سلام سلامی از مردی دلشکسته و تنها به شما کسی که دیگه هیچ امیدی به زندگی کردن نداره و از خدا می خواد که اونو هرچه زود تر ببره پیش خواهرش که پیش خداست.
من امیر مقدم 20 ساله از تهران هستم شغلم فوتبال. بازیکنه تیم ملی جوانان هستم و عضو باشگاه فرهنگی ورزشی پیکان رده امیدها بازی میکنم .و به همتون قول ميدم كه سال 98-88 تو ليگ برتر ايران تو تيم پيكان بزرگسالان بازي كنم. بخاطر مصدومیت و خدمت سربازی به این سال موکول شد و گرنه باید 88-87 تو لیگ برتر بازی میکردم.
ادم خیلی خیلی تنهایی هستم اگه فکر می کنی که میتونی کمکم کنی به ادی یاهو مسینجر هام پیغام بده و برام پيام دوستي بزار *******footbalist_in_club_paykan_19teh tanha_tanha67
در ضمن ازتون خواهش ميكنم كه حتما نظر بديد و از وبلاگم اصلا كپي نكنيد چون نه خودم و نه خواهرم و نه خدا راضيه. ما ناراضي هستيم.
نمی دونم چطوری بگم اما این وبلاگ رو همرو روز و شب خودم شعرهاش رو گفتم و بعضی شبها از فراق خواهرم تا صبح براش نوشتم و گریه کردم
๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑
شما که از وبلاگ من دیدن کردیدمیشه بگید عشق یعنی چی؟ دوست داشتن یعنی چی؟ دوستی تا داره یا بدون تا؟ تو๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑


Home
Email
.:Bahar 20:.


Archives

هفته سوم شهریور 1388

هفته اوّل خرداد 1388

هفته سوم فروردین 1388

هفته اوّل بهمن 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385


Categories

عشق و همه نامردیش به من...................



Links

tanhaee
قالب های فوق جدید


LinkDump

طـــراح قـــالــب
آرشیو پیوندهای روزانه



Amar


تعداد بازديدها:





Design by : Bahar-20