|
مدتيه منتظرم،منتظر كسي كه به ويلاگم سري بزنه،خيلي دلم براش تنگ شده،ساختن وبلاگم نيزانگيزه اي بودكه اون به من داد،ولي نمي دونم چرا تاحالا به من سري نزده،هرباركه بامن تماس مي گيره به گونه اي كارش راتوجيه مي كنه،اما من اين مطلب روبراش مي نويسم ومي گم: استادعزيزم،اگه مي دونستي كه نظرات شما چقدربرام مهمه ومن چه احترامي براي شما قائلم آيا بازم اينطور ازمن دريغ مي كردين؟؟اما هيچي نمي گم،دلم نمياد....مي سپارمت به همان خداي آسمان آبي دلت.... تا حالا شده كه منتظر باشين؟؟،تا حالا به واژه ي انتظار توجه كردين؟به نظر شما چه چيزي ازانتظار ومنتظر بودن كشنده تره؟؟!!!! تازه اين كه چيزي نيست.... اون چيزيا كسي كه تومنتظرش هستي خيلي مهمه.آيا واقعا مهمه؟!يا نه مابه اون اهميت مي ديم. تا حالا شده لحظه لحظه هاي انتظار را تجربه كني؟؟ مخصوصا اگه اون شخص كسي باشه كه تودوسش داري،كه دراين صورت ......ايجادمي شه.(چون نمي تونستم اسمي مناسب براش انتخاب كنم،اونجا روجاخالي گذاشتم)راستي اگه طرفت كمي ديركنه ،يا نه هيچ ديرم نكنه وخيلي ON TIMEهم باشه لحظه ي ديدار چه حالي داري؟؟يا نه اصلا چرا لحظه ي ديدار؟قبل ازلحظه ي ديدارچه حسي داري؟؟!!دلهره،اضطراب،ضربان بالاي قلب،سرخي گونه ها،سرد شدن دستانت و..... اما شايد درست همون لحظه اي كه طرفت رومي بيني همه چيز به هم بخوره!!!شايد هم نه خيلي زيبا لحظاتي رابا هم باشيد.....اميدوارم كه تمامي لحظه هايتان مملو از شادي سلامتي وكاميابي ودرپناه خالق نيلوفرها....ايام به كام ((((بيا كه لحظه لحظه هاي انتظار تمام وجودخسته ي مرا به نيستي كشانده است)))) + نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387 4:43 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |
|