|
بهم گفتی داری میری.....نگات کردم...باورم نمی شد.تو سرتو انداختی پایین....من بازم نگات کردم گفتی دارم می رم دیگه نمی تونم گفتیم....ما عاشق نبودیم......اما من هیچی نگفتم فقط نگات کردم کردم ....دوست داشتم بگی منم عاشقتم ....دوست داشتم دستامو بگیری مثل قبلا و بهم بگی همیشه با من می مونی.....اما تو هیچی نگفتی تو رفتی پشت سرت ایستادم گریه کردم ما هم باید جدا شیم...ایستادم تا 20 شمردم و تو دلم گفتم برگرد...1...2...3...4......... به 20 که رسیدم تو تندتر رفتی ...رفتی...رفتی یه جای دور....تو گم شدی من دنبالت گشتم اما تو نبودی ....سالها گشتم ولی نبودی می مونم تا بیای.....................................با اینکه می دونم نمیای + نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387 3:3 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |
|