|
به اين لحظه های عاشقی مان قسم ، به اين كلام مقدس عشق قسم خيلی دوستت دارم. سوگند ميخورم كه با تو تا آخرين لحظه زندگی ام خواهم ماند عزيزم و سوگند ميخورم به اين ثانيه های پر ارزش زندگی قسم ، به اين كعبه مقدس عشق قسم كه تنها سوگند ميخورم كه عشقت هر آنچه كه سوزنده باشد من در آتش آن بسوزم چونكه سوگند ياد ميكنم كه در سيلاب عشقت فرو روم چونكه ميدانم هيچ گونه سختی و عذابی را نخواهم كشيد… در لحظه اول ديدارمان و لحظه ای كه عاشق هم شديم مست شراب عشقت شدم از جام قلب تو مست عشق شوم و كه تمام فكر و زندگی ام تو باشی و نام آمدی در قلبم چه زيبا هم آمدی ، آمدی و مرا ديوانه و عاشق خودت كردی پس نه مجنون باشم و نه فرهاد با آرامش با تو باشم سوگند ميخورم كه تنها نام مقدس تو را بر زبان بياورم! به اين نام زيبايت قسم كه در اين سفر دشوار دستانت را رها نكنم و تو را هر چه به آن قبله گاهی كه روبروی آن نشسته ای و از خدای خويش آرزوی مرا داری قسم و به خاطر تو سالها انتظار به آن اشكهای مقدست قسم ، به آن اشكهايی كه روی گونه های نازنينت سرازير و كاری نكنم كه دلت به درد بيايد و چشمانت خيس شود! عزيزم اينك دستانت را به من بده و بگذار دستانت را محكم و با تمام وجودم بفشارم و + نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387 11:54 قبل از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |
|