|
ببخش اگه تو قصه مون دو رنگ و نامرد نبودم ببخش که عاشقت بودم خسته و دل سرد نبودم ببخش که مثل تو نشد خيانتو ياد بگيرم اگر که گفتم به چشات بزار واسه تو بميرم ببخش اگه تو گريه هام دو رنگي و ريا نبود اگر که دستام مثل تو با کسي آشنا نبود ببخش اگه تو عشقمون کم نمي زاشتم چيزي رو ببخش که يادم نميره اون روزاي پاييزي رو لياقت دستاي تو بيشتر از اين نبود عزيز نه نمي خوام گريه کني براي من اشکي نريز لياقت چشماي تو نگاه ِ پاک ِ من نبود ببين چي ساختي از من مغرور ِ عاشق ِ حسود + نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 12:27 بعد از ظهر توسط امیر مقدم يا همون عاشق تنها........๑۩۞۩๑ |
|